جناب آقای دکتر!
جناب آقای دکتر!
امضا محفوظ
(چاپ شده در شماره ۳۷ نشریه گونش-۴ آذر ۸۶)
"هرگز نمیتوان کسی را به اسارت درآورد بی آنکه او را تحقیر کرد."
خطاب به استاد محترم، جناب آقای دکتر جعفری:
آقای دکتر: شاید تعجب کنید اگر بدانید این نامه برای چیست؟
گهگاه شنیده میشود که هموطنان ترک یا آذربایجانی یا آذری یا خارجی یا هر چه که مارا به آن اسم بخوانید را مورد الطاف خود قرار داده و سیل کوبنده ای از هجو و هزل را نثار ما میکنید. مرحبا! کلاس درستان را چه زیبا اداره میکنید. برای تلطیف فضای علم و درس و مدیریت شاید گاهی طنر و هجو و مسخره کردن نیز لازم باشد. البته این تصویر آن چیزی نبود که از شما انتظار داشتیم. شاید آن صورت محزون و محاسن و رفتار متدین جنابعالی باعث شده که قبلا جور دیگری راجع به شما بیاندیشیم. فردی که اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکرش معروف است به ترک نشدن.
آقای دکتر جالبست! شما که شما که مهندسین ومدیران آینده این آب و خاک را تربیت میکنید چه رندانه چه رندانه در عمق وجودشان تئهین به هموطنان غیر همنژاد، غیر همزبان و غیر هم_فکرشان را تزریق میکنید. آقای دکتر دست مریزاد! بالاخره یک مدیر وطنپرست و لایق که جنابعالی استادش بوده اید باید بداند چگونه زیردستان غیر خودی را بکوبد و به قول رفقا "سوار آسانسور ترقی گردد"!
اما برای من سوال است که چرا من نوعی به عنوان یک ترک، یک آذربایجانی، یک آذری یک ایرانی یک انسان مورد توهین و تحقیر آنهم در مکان مقدسی چون کلاس درس دانشگاه قرار بگیرم؟ آنهم از طرف استاد خودم؟ و به خاطر ترس از عاقبت کارمنتوانم اعتراض بکنم.
آقای دکتر جعفری: سر کلاستان بچههای ترک کم نیستند. خبرها زود می_پیچد. فکر میکنید آیا سکوت نشان از این دارد که هیچگاه آب از آب تکان نخواهد خورد؟
آقای دکتر: رهبر انقلاب امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گذاری کردند. دولتیان هم این را در بوق و کرنا کردند و چه سمینار ها و همایش ها برگزار نشد. اما نتیجه کار این شد که روز به روز دایره حقوق ملیت های ایرانی اعم از ترک و کرد و بلوچ و عرب و ... تنگ تر و تنگ تر می شود. بازداشت گسترده فعالان، کارشکنی در فعالیت گروه های دانشجویی، به تعطیلی کشاندن مطبوعات غیر فارسی- و آخر از همه تحقیر. تحقیر مداوم از همه سو همه کس، حتی شما!
جناب آقای دکتر: روندی که در پیش گرفتهاید جز شعلهور کردن آتش نفرت و کدورت و تفرقهافکنی عاقبت دیگری ندارد. مسخره فرزندان بابک و ستارخان زیبنده جنابعالی نیست. سوال من اینست که در این اوضاع و احوال بحرانی، شما با این کارتان چه هدفی دارید؟ می خواهید چه چیزی را ثابت کنید؟
آقای دکتر: خرداد 85 را به یاد دارید؟ فراموش نکنیم خرداد خونین پارسال به خاطر چند کاریکاتور مسخره که در یک روزنامه جمعه که در سطح محدود منتشر میشود اتفاق نیافتاد، این انباشت خواستها و بغض فروخورده و زخم کهنه آذربایجان بود که سرباز کرد. آذربایجان همیشه و در طول تاریخ به زبان خود و فرهنگ خود و هویت خود وفادار بوده و خواهد بود و لودگی ها و خوشمزگی ها که سهل است حتی چکمه های ارتش جنایتکار شاهنشاه آریامهر هم نتوانست این گنج را پایمال کند. در این میان فقط رو سیاهی است که برای زغال میماند.
هیچگاه خرداد 85 از اذهان ملت زخم خورده آذربایجان پاک نخواهد شد. مهرورزی دولت که به جای فرونشاندن بحران خود بحران آفرینی کرد و با به خشونت کشاندن و برخوردهای خشن و بازداشتهای فلهای و مشت آهنین به استقبال جوانانی رفت که تربیت شده خود نظام بودند و چه راحت انگ تجزیهطلب و مزدور به آنان زده شد.
جناب دکتر: تجزیه طلب کسی است که اسم خود را مسلمان میگذارد ومقابل بی عدالتی و ستمی که به آذربایجان و آذربایجانی میشود بی اعتنایی می کند. خوب میدانید که از نظر وضع اقتصادی و توسعه اقتصادی استان های ترک نشین به چه وضعی افتادهاند.
جناب آقای دکتر جعفری: کاش خبری از آمار و ارقام مهاجرت نیروی کار و شخصی از آذربایجان داشتید. شاید که به جای مسخره آذربایجان و آذربایجانی، دلتان برایشان میسوخت.
حقیقت این است که کارد به استخوان رسیده. نمی توانیم از سویی شاهد به تاراج رفتن فرهنگ و زبان غنی خود باشیم و از سوی دیگر دستهای پیدا و نهان از لحاظ اقتصادی و سیاسی تضعیفمان کنند.
آذربایجانی به خاطر ترک بودنش، نباید شهروند درجه دو یا سه این کشور باشد. آذربایجانی حق دارد به حق و حقوق خود برسد.آذربایجانی به عنوان یک ایرانی حق دارد از شانس برابر استفاده از توسعه منطقه خود برخوردار باشد.
جناب آقای دکتر: سخن آخر اینکه طنازی ها و بذله کویی های هزل آمیز جنابعالی ما را به طرز نامیمونی به یاد خاطرات خرداد 85 می اندازد. جزو کسانی نباشید که به این بشکه باروت جرقه انفجار میزنند، شما را زیبنده نیست.
به یاد داشته باشیم که آذربایجان تنها در مواقع بحرانی سر ایران نیست، آذربایجان سر ماندگاری ایرن است.
ناموس میهن، تاکنون به غیرت آذربایجان از گزند دشمنان چرکین نهاد در امان مانده و لاغیر.